رویاهای زیبای خفته

عاشقانه رمانتیک

صبح مثل هر روز مشغول انجام کارهای معمول دفتر بودم که دیدم مردی در حالیکه یه گلدون

به دست داشت سمت دفتر ما اومد. به آقای مدیر گفتم :" برای شما اوردند."

یارو که از در اومد تو با صدای بلند گفت :" خانم ....؟"

جا خوردم. فامیلی منو می گفت. پرسیدم:" بله خودم هستم. بفرمایید."

یارو هم بدون هیچ حرفی گلدون پر از رز رو گذاشت روی میز من و یه ساک قرمز کاغذی

هم بدستم داد و رفت.

فکم چسبیده بود به زمین. بچه های دفتر مات و مبهوت مونده بودند. نفسم بند اومده بود.

آخه کی روز ولنتاین برای من کادو فرستاده بود؟ یه گلدون به شکل فنجون و نعلبکی پر از

رزهای قرمز طبیعی که لابلاش قلب پارچه ای بود و یه خرگوش مشکی روی یکی از برگهاش

نشسته بود. بچه ها یکصدا گفتند:" ولنتاین مبارک." اما من همینطوری وایساده بودم.

اصلا نمی تونستم بفهمم یا حدس بزنم کار کی می تونه باشه. داخل ساک هم یه عالمه گلپرهای

رز صورتی بود با یه خرگوش سفید قلب به دست که روی یک قلب بزرگ قرمز نشسته بود..

رو به آقای مدیر گفتم:" کار شماست آقای...؟" گفت:" نه والله."

به بچه ها گفتم:" من که می دونم کار شماست. پول رو هم گذاشتید برام کادو گرفتید."

اما کار اونها هم نبود. من و نیلو گلدون و ساک رو زیر و رو کردیم بلکه نشونی از

فرستنده اش پیدا کنیم اما هیچی نبود. یه کارت بود که هیچی توش نوشته نشده بود.

 نیم ساعتی شوک عمیقی به من و بچه های دفتر وارد شده بود. آقای مدیر می گفت

منشی ام از دستم رفت ، نیلو با اشاره و چشمک می گفت کار کار مهندسه و بقیه هم

می پرسیدن احیانا کار خانواده ام یا فامیلامون نبوده باشه.. به نیلو گفتم خیلی بعیده کار

مهندس باشه ، خلاصه اینکه هر کی میومد دفترمون می گفت به به خانم... نگفته بودین ها...

می گفتم :" به جون خودم اصلا روحم هم خبر نداره کار کی می تونه باشه."

نیم ساعت بعد یه یارویی اومد و گفت که اینها رو اشتباهی اوردن اینجا، مال پلاک 253 هستش.

گفتم:" اون آقایی که اورد اسم منو گفت منم تحویل گرفتم."

با اینکه از دریافت یه کادوی به این زیبایی و گرانقیمتی از یک عاشق اسرارآمیز شوکه شده 

بودم ، پس دادنش هم برام ناراحت کننده بود... اما یه نیم ساعتی جو دفتر و روحیمون عوض

 شد.

یکی از بچه ها گفت که فامیل من یه جورایی خیلی تکه – یعنی مثل محمدی یا حسینی یا ...

 عمومیت زیادی نداره- و امکان نداره که توی این منطقه ما یکی همنام من باشه و در ثانی

پلاک 253 کجا پلاک 1 کجا.

نیلو گفت :"حتم داشته باش این یه نشانه اس."

 حتی شکلاتهای ماهی شکلی که توی گلدون بودند هم نشانه ی ماه تولدم اسفند بودند.

خلاصه که نمردیم و یه ولنتاین کادو گرفتیم اونهم از یه عاشق اسرار آمیز. مثل فیلمها.

                   والپیپرهای عشقانه SaliJooN.Info

نوشته شده در دوشنبه 1389/11/25ساعت 14:41 توسط زیبای خفته| |


Design By : Night Skin